صفحه در حال بارگذاري است! لطفا کمي صبر کنيد...
اي خدا خسته شدم. مگه تو بزرگ نيستس؟مگه تو قادر مطلق نيستي؟مگه نه اينكه هر چي كه بخواي فقط با ارادت انجام ميشه؟ پس چرا؟چرا نميخواي؟مگه دلت به حال من نميسوزه؟ مگه نميبيني كه چقدر دلم براي حضورش كنارم تنگ شده؟ براي گرماي وجودش؟ پس چرا انقدر اذيتم ميكني؟چرا نميذاري يه بار فقط يه بار هونم از دور ولي تو يه خيابون ببينمش؟ مگه من لياقت ديدنشو حتي از دورم ندارم؟ يا شايد هنوز اونقدي كه بايد عاشقش نشدم؟ يعني ممكنه؟ ممكنه كه بعد از يازده سال كه عاشقش بودم احساسم به اون عشق نباشه؟ اگه نباشه چي؟ اونوقت من بايد چيكار كنم؟ نه حتما اين احساس عشقه. آره حتما عشقه. وگرنه چرا بايد وقتي فقط عكسشو ميبينم اونم عكسي كه بارها و بارها ديدمش هينجوري گريه كنم؟كاش ميدونست كه همه دنياي منه . كاش ميدونست كه يكي تو اين دنيا هست كه وقتي اسم قشنگشو ميشنوه فقط زار زار گريه ميكنه . شايدم به همين علته كه نميذازي اونو ببينم. ولي نه! تويي كه اين عشق بزرگو به من دادي حتما به من اين قدرتو دادي كه وقتي ببينمش گريه نكنم. آره آره... حتما همينطوره. آخه تو خدايي. خدا يعني بزرگ يعني قادر مطلق يعني هر خوبي كه تو دنياست...
نوشته شده توسط tala | ۱۲ آبان ۱۳۸۸ ساعت ۱۱:۴۱:۱۳ | آرشيو نظرات (0) :موضوع |
bazm, jonoon hamishegi. jonooni ke faghat az fekr kardan be cheshmaye zibaye to be man das mide. are. dg baram adi shode ke hame mano divoone bekhoonan< ke began besh nemiresi, ke bekhan vasam delsoozi konan, ke bekhan aroomam konan ama hata yek nafar be to nage ke: ahay, to ke vase khodet shado khandoon dari zendegi mikoni,ahay to ke sahebe zibatarin cheshma hasti, to ke hame migan mehrabooni, pas chera nemiay pish ye divoone ke az eshghe to badtar az majnoon shode? nakone vasat mohem nist? mohem nist ke kasi dare mimire? bad to biay pisham faghat bam harf bezani, begi adam ke be khatereyeki dg injoori nemishe. aberoosho nemizare kaf dastesho bash bazi kone ama man ye labkhand bezanamo begam bi aberooi be khatere to divoonegi be khatere to khodesh alami dare. ama heif ina hamsh arezoohaye mahale va man baz bayad ba in eshghe bi farjam besazam. eshghi ke mi2nam hata didane mashoogham ye arezoo hamishe baghi khahad mand ta abad.
نوشته شده توسط tala | ۶ شهريور ۱۳۸۸ ساعت ۰۲:۳۴:۲۹ | آرشيو نظرات (8) :موضوع |
نوشته شده توسط tala | ۱۳ تير ۱۳۸۸ ساعت ۰۶:۲۶:۱۴ | آرشيو نظرات (0) :موضوع |
درباره وبلاگ
دلنوشته
فهرست اصلی
آرشيو ارسال ها
آرشیو موضوعی
موضوعي ثبت نشده است
پیوندهای روزانه
صفحات
[ ۱ ]
كد هاي كاربر
طراح قالب